الهی و ربی من لی غیرک....
سلام.
در این پست خبری از شعر خودم نیست!
یه غزل کوتاه ولی دوست داشتنی از استاد بزرگوار دکتر اکرامی براتون میذارم. میدونم که خوشتون میاد.![]()
اشک من؟ آنچه می شمردی بود
غصه ی من؟ هر آنچه خوردی بود
آبرویم؟ همان که می ریزم-
من به پایت ... ولی نبردی بود
از دل من سراغ می گیری؟
آن اناری که می فشردی بود
آنچه دیدی صدای خنده نبود
ناله های دوتار کردی بود
همه ی حرف من در این مدت-
دل خود را به کی سپردی بود
+ نمی دونم چند سال بعد با فکر کردن به حال این روزهام ٫خنده م می گیره یا بغض می کنم...
نمی دونم...
+ من از خودم به اندازه ی آینه ی جیبی ام خبر دارم...
+ منده سنین کیمی یالقیزام ایندی
بوشالیب اللریم اوره ییم کیمی
قان داملیر گئجه لر رویالاریمدان
دوسلار پیچاق لایان کوره ییم کیمی
"مهدی عظیمی"
+ خدایا هر وقت سرت غر زدم اینو یادم بیار
مَنِ اتَّكَلَ عَلى حُسنِ الاِختِيارِ مِنَ اللّه ِ لَهُ لَم يَتَمَنَّ أنَّهُ في غَيرِ الحالِ الَّتِياختارَهَا اللّه ُ لَهُ؛
هر كه بر نيكْ گزينىِ خداوند پشتْ گرم باشد ...
آرزو نمى كند در وضعى جز آن كه خدا برايش اختيار فرموده ، قرار گيرد....!!! امام حسن (ع)
+ دخـــتری از اهالی دریـــــــا
+ بابت روده درازیم معذرت...خیلی دلم گرفته بود.